163 - همهمه شير



مردى به نام سفينه ، نامه اى از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) گرفت تا به يمن رفته به معاذ برساند، در راه ، ناگهان شيرى ديد، ترسيد كه راه را ادامه دهد، در حال ترس گفت : اى شير، من نامه رسان رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هستم ، و اين نامه آن حضرت است كه به سوى يمن براى معاذ مى برم .
شير درپيشاپيش او همهمه كرد و سپس از آن ناحيه دور شد، او به يمن رفت و نامه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را به معاذ داد و جواب نامه را گرفت و به سوى مدينه بازگشت ، باز در راه شيرى ديد، كه مثل قبل ، همهمه كرد و دور شد.
سفينه به مدينه رسيد و جريان را براى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل كرد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: آن شير (در همهمه خود) در مورد اول گفت : حال رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) چطور است و در مورد دوم (در همهمه ) گفت : سلام مرا به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) برسان . (469)